تلاقی مهر و پاییز …. شکفتن بهارعلم و تحصیل

Untitled-12

تلاقی مهر و پاییز …. شکفتن بهارعلم و تحصیل
صبح اول مهر زودتر از صبح های تابستان گذشته بیدار می شوی ، هیجانی آشنا تمام وجودت را پرکرده است. مادر پنجره ها را باز می کند. درختان دیگر تک رنگ سبز را بر تن ندارند، برگ های رنگی ناخودآگاه لبخندی بر لبانت می آورد. صبح زودتر از همیشه به اشتیاق دیدارهم‌کلاسی ‌ها از خواب بیدار می‌شوی و با خواب تابستانی وداع می‌ کنی. بیدارمی ‌شوی تا دوباره شاهد تولدی دیگر در خود باشی. کفش هایت را می پوشی، و با نام خدا و بسم الله اولین گامت را برمی داری.بیدار می‌ شوی تا دوباره علم را در رگ ‌های حیات خود جاری سازی تا الفبای زندگی ‌ات را که هنوز ناتمام مانده است، بیاموزی. دل تنگ ‌تر از همیشه راهی می ‌شوی، البته این بار بدون اضطراب و تأخیر، بدون امتحان و پرسش می ‌روی تا متولد شوی، سبز شوی، شکوفا شوی.می‌ روی برای ساختن فردایی بهتر و محکم ‌تر چرا که فردا از آن توست. می ‌روی تا پلی بسازی برای عبور از آن برای رد شدن به سوی آینده.در ذهن خود ساختن فردایی بهتر را مرور می کنی و ناخود آگاه قدم هایت را محکم تر برمی داری. با خود می گویی:
آینده از آن من است، فردا را من خواهم ساخت.تندتر می روی تا از کوچه پس کوچه ‌های جهل و غفلت عبور کنی و سدهای جهل و نادانی را بشکنی. می ‌روی تا آن را که زیباست بیاموزی. می ‌روی تا «آ» را بیاموزی تا کلماتی همچون آرامش و آسایش و آب را یاد بگیری تا عطش وجودت را سیراب کنی.می‌ روی تا «ب» را یاد بگیری تا کلماتی مثل بردباری، برادری، برابری را با تمام وجودت حس کنی و با یاد گرفتن نون، برکت زندگی ‌را درمی ‌یابی.به حیاط مدرسه وارد می‌شوی، بابای مدرسه با لبخندی بر لبانش منتظر توست، بوی اسپند فضا را معطر کرده است. هوا در این فضای مقدس نفس می کشد تا معطر شود.
بوی یار مهربان می ‌آید ،بوی عطر معلم و هم ‌کلاسی، بوی نیمکت و تخته. …دست های خود را به امید گرفتنش توسط معلمی مهربان دراز می کنی، او تو را از دالان های وحشت زای تاریکی و تنهایی و جهل و غفلت بیرون خواهد آورد و برای فتح قله های پیروزی شانه به شانه تو خواهد آمد. از امروز، قرار است همه ما جایی را بسازیم. همان خانه ای را که با آجر واژه ها ساخته می شود، همان جا که پنجره هایی از جنس برگ های سبز و زنده دارد، همان جا که وقتی آباد است که با کتاب خواندن و یاد گرفتن، تر و تازه شده باشد، خانه دل هایمان را می گویم.پس همه شما امروز به مدرسه می روید که دل های نازنینتان را آبی بزنید، از روی شیشه هایش گرد و خاک نادانی را پاک کنید و این خانه ارزشمند را صفایی بدهید. به گل ها و سبزه ها دستی به نوازش بکشید و روز تولد مدرسه را جشن بگیرید.پس… همشاگردی سلام

مشتاقانه منتظر دریافت نظرات شما دوستان عزیز هستیم





For security, use of Google's reCAPTCHA service is required which is subject to the Google Privacy Policy and Terms of Use.

اخبار مرتبط

Sorry, we couldn't find any posts. Please try a different search.