دلنوشته تاسوعا…دلنوشته عباس،فدایی حسین علیه السلام
دلنوشته تاسوعا…دلنوشته عباس،فدایی حسین علیه السلام
ادب در مقابلش زانو می زند و دستان پر صلابتش را می بوسد؛ او فرزند علی علیه السلام است؛ نور چشم ام البنین، و پشتیبان حسین علیه السلام و ستون خیمه زینب.ناگفته می خواند که کودکان آب می طلبند و چشم امید برادر به اوست.بیرق سبز عاشورا را به دست می گیرد و مشک های خالی آب را بر دوش.چشمه های مشک ها در حیرت مردانه اش فرات را جرعه جرعه می نوشند.دستانش از آغاز حرکت این کاروانِ سرخ، پیش کش حسین علیه السلام بوده است. اگر آنها را قطع کنید، امید کودکانِ برادر را به دندان می گیرد و به راه خیمه ها ادامه می دهد.چشمانش؟ چشمانش نیز فدای حسین علیه السلام ؛ اما مشک، مشک را نَه… امید کودکان را نَه، براتِ خجلت ساقی را نَه، مشک را نَه… مشک را تیر باران نکنید!آسمان سرخ شده است و خورشید به دَرد می گرید. قامت سرو را شکستند. برادر! برادر را دریاب…… تاسوعا، آغاز عطشناک نهضت حسینی است و خط سرخ عاشورا با واژه های تاسوعا به حقیقت پیوست . . . در نهمین منزل از ماه عاشقی سیل اشک را به میهمانی خون دلِ دهمین منزل فرا می خوانیم”السلام علی الباکین علی الحسین”
اخبار مرتبط
Sorry, we couldn't find any posts. Please try a different search.